غلامرضا شجاع در گفتگو با "عصر اقتصاد" :مالیات عادلانه اخذ نمی شود

چاپ تاریخ درج خبر : ۱۳۹۴/۱۰/۲۶

غلامرضا شجاع مدیرعامل شرکت تعاونی لیتوگرافان ایران در گفتگو با "عصر اقتصاد" از مشکلات عدیده ای که گریبان گیر صنعت چاپ شده صحبت کرد و از مسئولین ذی زبط در خواست نمود که نسبت به صنعت چاپ دغدغه و نیاز به توجه ویژه دارد. مشروح این گفت و شنود به شرح زیر است.

مهمترین مشکلی که هم اکنون در عرصه اقتصادی، صنعت چاپ را تهدید می کند چیست؟

به نظر بنده یکی از مهمترین مشکلاتی که امروزه صنعت چاپ را به شدت تهدید می کند مساله افزایش تعرفه واردات کاغذ که باعث رکود بیشتر خواهد شد ، می باشد. در بسیاری از جلسات که با حضور اتحادیه های چاپخانه داران ، ناشران، مطبوعات و 50 تشکل مصرف کننده اصلی کاغذ برگذار شده ، اجماع نظر بر مخالفت با افزایش تعرفه واردات کاغذ بوده است که بنده به نمایندگی از 50 اتحادیه و تعاونی سراسر کشور ، طی ارسال نامه هایی به وزارتخانه های  ارشاد ، صنعت معدن تجارت و آموزش و پرورش با استدلال و آمار درخواست نمودم که این افزایش صورت نگیرد. خوشبختانه وزارت ارشاد و کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در ارتباط با عدم افزایش تعرفه واردات کاغذ چاپ ، تحریر و روزنامه  از مجموعه اتحادیه ها و مصرف کنندگان کاغذ حمایت نموده؛ در همین رابطه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز  با کار کارشناسی با ذینفعان و ذیرابطان و بی طرفانه نظرشان نزدیک و همسو با بخش خصوصی بود ولی متاسفانه در کمال ناباوری وزارت صنعت ، معدن و تجارت با این تصمیم وزارت ارشاد و درخواست 50 مجموعه مصرف کننده مخالفت کرده و خواهان افزایش تعرفه واردات کاغذ است. بدتر اینکه  یکی یا دو نفر در کمیسیون فرهنگی مجلس همگام با تولیدکنندگان کاغذ  و با لابی گریهای انجام شده با افرادی خاص، از این افزایش تعرفه که لطمات جبران ناپذیری به فرهنگ و اقتصاد کشور وارد می کند، حمایت می کنند ! و بدون نظر کارشناسانه و صرفا با هدف انتخاباتی، با موافقت با افزایش تعرفه واردات کاغذ، منافع ملی را فدای منافع منطقه ای خود می کنند.

در مقابل حرکت غیر منطقی و غیر کارشناسانه این عده خاص، حرکتی که صورت گرفته، اجماع 50 تشکل از سراسر کشور بود که یک صدا با افزایش این تعرفه مخالفت کردند و از نمایندگان درخواست نمودند که به تعداد انگشت شمار در مجلس هشدار دهند دست از حمایت غیر معقول از این طرح بردارند. دلیل عده ای جهت افزایش تعرفه واردات کاغذ، حمایت از تولید داخلی است؛ اما بنده معتقدم که این نوع حمایت بدترین نوع حمایت است که در نهایت مصرف کننده نهایی که مردم هستند می بایست تحمیل شود و به میلیونها داش آموز و دانشجو فشار اقتصادی وارد خواهد چرا به جای افزایش تعرفه واردات، به بهانه حمایت، طرحهای بهتر دیگری را جایگزین نمی کنند؟ حمایتی پیشنهاد بخش خصوصی ارائه بسته شامل، معافیت مالیات و مالیات بر ارزش افزوده ، کاهش بهره های تسهیلاتی، حمایتهای نقدی ، یقینا بهتر تاثیر گذار خواهد بود تا افزایش تعرفه ها. دولت اگر قصد حمایت دارد، کاغذ مصرفی در اداره جات و روزنامه های دولتی را مجاب کند تا از کاغذ تولید داخل استفاده کنند نه از کاغذهای وارداتی.(( البته چون کاغذ داخلی کیفیت لازم را ندارد استفاده نمی شود.))

اصلا جای بحث است که این چگونه تولید داخلی است؟! مادام که ماده اولیه منظور خمیر کاغذ وارداتی است و همچنین ماشینهای تولید و لوازم مربوطه وارداتی هستند، آیا عقلانی است این فرایند را تولید بنامیم؟ تفاوت این عمل با مونتاژ چیست؟ از کدام تولید داخلی می خواهند حمایت کنند؟! ( البته موضوع فوق الذکر در ارتباط با کاغذسازی پارس متفاوت است )

نگرش اقصاد دولتی آیا تاثیر سویی هم در این مساله داشت؟

صد در صد! هر کجا دولت وارد می شود کار را خراب می کند. در حالی که دولت باید بخشهای مختلف دولتی را به بخش خصوص واگذار کند، به گونه ای عمل نموده که شرکتهایی با عنوان "خصولتی" که نه دولتی هستند و نه خصوصی، شکل گرفته اند. این شرکتهای ضربات مهلکی را به اقتصاد کشور وارد نموده اند که متاسفانه دولت کوچکترین توجهی به مفسده در آن نداشته و ندارد و اکثر سوء استفاده ها و رانت ها در این بخش شبه دولتی اتفاق می افتد.

نوسانات ارزی آیا تاثیری هم در اقتصاد صنعت چاپ داشته است؟

مسلما تاثیر دارد. زمانی که ارزهای مرجع حذف نشده بودند، مافیای قدرت با استفاده از جایگاه سیاسی خود وارد عرصه شدند و بی رویه با همان ارزهای مرجع کاغذ وارد کردند و با قیمت ارز آزاد همان کاغدها را می فروختند یعنی تقریباً با 300 درصد سود و هیچ کجا جوابگو نبودند و ثروتهای بادآورده به جیب زدند.

 منشا این مافیا کجا بود؟

این مافیا به دولت قبل – خصوصا دولت دهم  – بر می گردد. زیرا در دولت یازدهم ارز مرجعی وجود نداشت که بتوان از آن سو استفاده کرد. با همان ارز مرجع، عده ای بی رویه کاغذ چون سود زیادی داشت و عده ای  زین اسب( به نقل قول از وزیر بهداشت دولت دهم ) ، و اتومبیل های آنچنانی  و لوازمات تزیینی غیر ضروری وارد کردند. هیچ کس هم بررسی نکرد که این ارز مرجع توسط وابستگان به قدرت چگونه خرج می شود و مالیات هم پرداخت نشد.

 در نهایت ارز مرجع را حذف کردند. آیا این تصمیم معقول بود؟

این تصمیم به جهت شم اقتصادی آقایان نبود؛ بلکه تحریمها منجر به حذف ارز مرجع گردید به جهت نیاز به پول داخلی و نداشتن ارز کافی  تحریمهایی که زمانی کاغذ پاره بودند! البته زمانی قرار بود که این ارز مرجع فقط به کالاهای اساسی کشور تعلق بگیرد. اما مافیای وابسته به قدرت به جای اینکه ارزهای مرجع را صرف واردات مواد اولیه و مورد نیاز کشور کنند، صرف واردات کالاهای لوکس نمود. متاسفانه دولت نهم و دهم این خطاهای جبران ناپذیر را انجام داد و بدتر اینکه بزرگان نظام و مجلس هم از این تصمیمات حمایت کرده یا سکوت کردند!. از سویی هم دلسوختگان واقعی نظام مقدس مانند اتاق بازرگانی، اتاق اصناف ، دانشگاهیان و اقتصاددانان هزاران بار  تذکر و هشدار می دادند، کسی به حرف آنها توجه نمی کرد؛ و نتیجه همین مساله ای شد که همه با هم لمس کردیم و فاجعه امروز رخ داد و صنایع و تولید کشور تعطیل یا نیمه تعطیل شده است.

واردات محصولات چاپی منجر به خروج بخش عظیمی از دلارهای نفتی از کشور می شود. از عدد و رقم این میزان خروج ارز با خبر هستید؟

این اعداد و ارقام در اختیار دولت است و مقدار قابل توجهی به صورت قاچاق وارد می شود و مقدار زیادی جهت فرار از پرداخت گمرک و تعرفه تعیین شده و مالیات از راه های قانونی مثلاً با تغییر تعرفه یا نام کالا وارد کشور می شوند . آنچه مسلم است میلیاردها تومان واردات کالاهای چاپی داریم و کسی اهمیت نمی دهد.  

اخذ مالیات از صنعت چاپ ظاهرا فشار زیادی را بر این صنعت تحمیل کرده. نظر شما در این مورد چیست؟

حقیقت اینکه مالیات عادلانه اخذ نمی شود. از آن جهت که در زمینه تعیین میزان کسب مالیات، عدم حضور متخصصان واقعی که  آمار و شناخت از مودیان ندارند لذا میزان مالیات اخذ شده عادلانه و عاقلانه نیست. در این میان بیشترین فشار به بخش خصوصی و اصناف تحمیل می شود. جالب است که بدانید تعیین مالیات پرداختی توافقی است و نه بر اساس بررسی میزان درآمد افراد! و این ظلم به کارگاه های تولیدی و صنایع کوچک می باشد ، خصوصاً کسبه جزء و همچنین  چاپخانه داران ، لیتوگرافان ، تولیدکنندگان پوشاک و کفش و .... و توافق کلی اتاق اصناف که تصمیم هم برای اصناف تولیدی و توزیعی با هم اتخاذ می گردد که این ظلم به واحدهایی که پروانه تولیدی دارند ، می شود.

واحدهایی که باید مالیات بپردازند، از این امر مستثنی هستند. ارگانها و سازمانهای وابسته به قدرت و همچنین آستان قدس رضوی، بنیادها ، قرارگاههای سازندگی و سازمانهای وابسته به ارگانهای نظامی که 40 درصد از کل درآمد کشور در اختیارشان است، و در کمال تعجب مالیات هم پرداخت نمی کنند و این عدم پرداخت مالیات البته متاسفانه قانونی است و فراقانونی ها  از این عدم پرداخت مالیات حمایت می کند. عرض بنده اسن است که این وابستگان به قدرت  هم باید مالیات پرداخت کنند. چرا که بخش عظیمی از درآمد کشور در اختیار آنها است و 20 درصد هم از کل درآمد کشور فرار مالیاتی دارد . آنها هم شرکت های وابسته به دولت و شبه دولتی و وابستگان به قدرت هستند.

در جهت رفع مشکلات صنعت چاپ چه میزان به تدوین سند ملی خوش بین هستید؟

اصلا خوش بین نیستم وقتی که در برنامه ششم توسعه و حتی برنامه های توسعه پیشین، اصلا به صنعت چاپ توجهی نشده، چه انتظاری از سند ملی باید داشته باشیم؟ در راستای اهمیت دادن به صنعت چاپ، به وزارت ارشاد و کمیسیون فرهنگی پیشنهاد "ماده واحده" دادیم، اما متاسفانه این صنعت هیچگاه نزد مسئولان اهمیتی پیدا نکرد. صنعت چاپی که از بدو تولد با چاپ شناسنامه تا لحظه مرگ با چاپ برگه های ختم در زندگی آدمی حضور دارد و صنعتی که تکمیل کننده و شناساننده کلیه صنایع است و بدون چاپ بلا استفاده می شوند .

اجازه بفرمایید سوال آخر را اینگونه طرح کنم که در دولت نهم و دهم برای مناسب جلوه دادن اوضاع اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی عده ای به دروغ پراکنی متوسل شدند. هزینه این دروغ را چگونه ارزیابی می کنید؟

اول اینکه دروغ گفتن در دین و آیین ما یکی از بزرگترین گناهان است. متاسفانه در بالاترین جایگاه اجرایی مثل ریاست جمهوری، در مناظرات 88 حرمتها شکسته شد و به مردم دروغ گفتند و به بزرگان نظام تهمت زدند  – البته از سوی هر دو طرف – از بین رفتن قبح دروغ در دوره 8 ساله دولت قبل  رخ داد. بنده معقتدم در یک دوره گرفتار  حمله  8 ساله صدام به ایران بودیم و در  8 ساله دوم گرفتار حمله دولتهای  نهم و دهم شدیم. بعد از اینکه دروغ قباحت خود را از دست داد، اعتیاد و دزدی هم نیز قبح خود را از دست دادند و دزدی و اعتیاد در کشور رواج یافت. متاسفانه ما نتوانستیم از صدا و سیما، رادیو، و همچنین مطبوعات، برای مردم فرهنگ سازی کنیم. سطح فرهنگی مردمان امروز با سطح فرهنگ مردمان 50 سال پیش بدتر شده؛ که این به واسطه سیاسیتهای غلطی بود که روانه زندگی مردم کردند.


روابط عمومی شرکت تعاونی لیتوگرافان